تبلیغات
ترانه ی باران - خداوند بی نهایت است و لامكان


ترانه ی باران

 

خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان  

اما :

به قدر فهم تو کوچک می‌شود

به قدر نیاز تو فرود می‌آید،

به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود،

به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود،

به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک می‌شود،

به قدر دل امیدواران گرم می‌شود...

پــدر می‌شود یتیمان را و مادر.

برادر می‌شود محتاجان برادری را.

همسر می‌شود بی همسر ماندگان را.

طفل می‌شود عقیمان را.

امید می‌شود ناامیدان را.

راه می‌شود گم‌گشتگان را.

نور می‌شود در تاریکی ماندگان را.

 

خداوند همه چیز می‌شود همه کس را.

به شرط اعتقاد؛

شرط پاکی دل؛

به شرط طهارت روح؛

 

چنین کنید تا ببینید که: خداوند، چگونه بر سفره‌ی شما، با کاسه ‌یی خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند

 

بر بند تاب، با کودکانتان تاب می‌خورد، و در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند

و "در کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند"...

 

مگر از زندگی چه می‌خواهید ؟!



نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور 1388 ساعت 04:26 ب.ظ توسط |پریا |نظرات |


قالب وبلاگ : فقط بهاربیست